الملا فتح الله الكاشاني

15

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

از خوف آنكه بريا مشوب نشود وَ عَلانِيَةً و آشكارا بطمع آنكه سبب رغبت ديگران گردد بتصديق يا سر در مسنونة بجهة خلوص قربة و علانية در مفروضه به جهت رفع تهمت از خود يا انفاق ايشان كيف ما اتفق بدون قصد وقت خاص يَرْجُونَ اميد ميدارند به اين عملها تِجارَةً لَنْ تَبُورَ بازرگانى كه كاسد بنود بخسرانى فاسد هالك فانى نگردد مراد طلب ثواب ابديست و تحصيل اجر دايمى يعنى اميدوارند به تجارتى كه منتفى باشد از او كساد و رواج داشته باشد . لِيُوَفِّيَهُمْ تا به جهت رواج آن تمام گرداند حق تعالى و بتمامى بديشان رساند أُجُورَهُمْ مزدهاى كردار ايشان و يا جميع اين افعال بجاى مىآورند تا حق تعالى اجر آن را به تمام و كمال بديشان رساند وَ يَزِيدَهُمْ و زياده گرداند حسنات ايشانرا مِنْ فَضْلِهِ از بخشش خود يعنى بيفزايد بر عمل ايشان و زياده از آن بايشان تفضل فرمايد و برواية عبد اللّه بن مسعود از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مراد از يزيدهم من فضله اعطاى زمام شفاعت است بديشان و لهذا تفسير آن به اين نموده‌اند كه شفاعة ايشان قبول كند در بارهء جمعى كه واجب شده باشد ايشانرا آتش دوزخ إِنَّهُ بدرستى كه خداى غَفُورٌ آمرزنده است گناهان ايشانرا شَكُورٌ مزد دهنده مر طاعت ايشانرا مطرف بن عبد اللّه روايت كرده كه اين آيه در باب قاريان قرآنست و تاليان فرقان كه بجهة طمع ثواب بتلاوت آن مشغول شوند عبد اللّه بن عبيد بن عمر و ليثى روايت كرده كه مردى رسول خداى را گفت چيست يا رسول اللّه مرا كه چنين كاره موتم فرمود ترا مالى هست گفت آرى فرمود مال خود را از پيش بفرست كه دل هر مردى با مال وى بود اگر آن را از خود جدا كند و از پيش بفرستد خواهد كه آنجا رود كه مال وى در آنست و اگر از خود جدا نسازد خواهد كه به آن باشد بعد از آن خطاب به حضرت رسالت كرده ميفرمايد كه . وَ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ و آنچه وحى كرديم بسوى تو مِنَ الْكِتابِ از قرآن هُوَ الْحَقُّ آن راست و درستست مُصَدِّقاً در حالتى كه تصديق كننده است و موافق لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مر آنچيزيرا كه پيش از وى بوده از كتب سماوى يعنى مطابق عقايد و اصول احكام آنها است إِنَّ اللَّهَ بدرستى كه خداى بِعِبادِهِ بر بندگان خود لَخَبِيرٌ هر آينه داناست و ضماير آنها را ميداند بَصِيرٌ بيناست يعنى ظواهر ايشان را مىبيند و احوال آنها كه تصديق به قرآن و تكذيب آن كنند بر او پوشيده نيست با آنكه عالمست بجميع بندگان پس ترا اهليت آن ميداند كه وحى به تو نازل ميگرداند كه اگر در احوال تو چيزى مىبود كه نافى نبوة